امیرکبیر برای جلوگیری از مهاجرت نخبگان چه کرد؟


خراسان نوشت: آغاز صدارت امیرکبیر با بحران های شدید مالی همراه بود. بی کفایتی دولتمردان دوره محمدشاه و رویکردهای بعضاً نابخردانه حاجی میرزا آقاسی، صدراعظم صوفی شاه قاجار، آسیب جدی به ساختارهای مالی و درآمدی دولت وارد کرده بود.

علاوه بر این، فساد گسترده دولت را نابود می کند و با از دست دادن درآمد و خالی شدن بیت المال، مشخص است که دیگر زمانی برای توسعه زیرساخت ها و فکر برای تقویت آن وجود ندارد.

ر.ج. واتسون صادقانه می نویسد: «شاید هیچ کارشناس مالی در هیچ زمانی در وضعیت نامناسبی که میرزا تقی خان در آن گرفتار شده بود، گرفتار نشده باشد».

کاردار جبهه سفارت انگلیس در گزارش های محرمانه به پالمرستون وزیر امور خارجه وقت انگلیس این سردرگمی را بیان کرده و به عنوان نمونه به ماجرای گارد سلطنتی اشاره کرده و می نویسد: «گارد ویژه سلطنتی. که در زمان فتحعلی شاه از ۶۰۰ سوار نخبه تشکیل شده بود. اخیراً ۴۰۰۰ نفر شماره خود را روی کاغذ نوشتند، اما در واقع تعداد آنها ۳۰۰ نفر بیشتر نبود.

در چنین شرایطی کسری بودجه بسیار زیاد بود و باید عاجل فکری کرد، اما این وضعیت ناخوشایند باعث نشد که از توجه امیرکبیر به ایجاد و تقویت زیرساخت ها و توجه به منابع ملی اعم از مادی و انسانی غافل شود.

وی در حالی که خزانه داری کشور تنها ۳۰۰ هزار تومان طلا ذخیره داشت، اقدام جسورانه ای را انجام داد که باید اولین تلاش برای ماندن نخبگان ایرانی در کشور، تقویت دانش و آگاهی آنان و فراهم کردن ابزار فعالیت آنان دانست. در وطن .

نخبگان باید در دولت بمانند

چند روزی از آغاز صدارت میرزا تقی خان نگذشته بود که او به فکر تأسیس دارالفنون پی برد. در حالی که در کشورهای همسایه ایران به استثنای روسیه تزاری، خبری از تاسیس چنین مرکز علمی و آموزشی نیست; عثمانی ها که ظاهراً قبل از ایران در این زمینه فعال بودند، هنوز مدرسه ای به جامعیت دارالفنون که مجهز به استفاده از معلمان اروپایی و دانش روز باشد، نداشتند.

امیر معتقد بود که آموزش نخبگان علمی کشور باید در داخل انجام شود. به دو دلیل اول اینکه باعث صرفه جویی قابل توجهی در هزینه ها می شود و دوم اینکه قدرت نظارت بر فعالیت نخبگان و حمایت از آنها را در طول تحصیل و بعد از آن افزایش می دهد.

این در حالی بود که پیش از این در موارد محدود نخبگان ایرانی برای تحصیل به اروپا اعزام می شدند. این افراد گاهی به دلیل علاقه به فرهنگ غربی و عدم حمایت از آنها در کشور یا اروپا می ماندند و یا در صورت بازگشت به جرگه سفارتخانه های خارجی نقشی در توسعه ندارند. و تحولات کشور

۵۶ میلیارد سرمایه گذاری

امیرکبیر جان داود را که یک ارمنی ایرانی بود برای استخدام معلم و استاد به اروپا فرستاد. این اقدام البته بسیار گران تمام شد.

بر اساس اسنادی که فریدون آدمیت در کتاب «امیر کبیر و ایران» ارائه کرده است، میرزا تقی خان با وجود کسری بودجه جدی، مبلغی در حدود ۸۶۰۰ تومان طلا را برای استخدام ۹ استاد در رشته های مختلف در نظر گرفته است. مدت تصدی آنها پنج سال بود.

اگر بخواهیم ارزیابی معاصری از اقدامات امیرکبیر داشته باشیم، باید بگوییم که او تنها برای جذب اساتید مورد نیاز جوانان نخبه ایران (هر تومان طلا: ۴.۷۶ گرم) نزدیک به ۴۱ کیلوگرم طلا خرج کرده است که اگر امروز محاسبه شود. نرخ ارز (هر گرم طلا: یک میلیون و ۳۶۲ هزار تومان) رقمی که امیر برای این کار اختصاص داد حدود ۵۶ میلیارد تومان است. در آن زمان، این رقم نزدیک به ۳ درصد از کل بودجه ایران بود. همچنین در دوران بحران شدید اقتصادی و ورشکستگی خزانه دولت.

جالب است که در زمان ما یعنی در قرن بیست و یکم کشوری مانند ژاپن که در زمره کشورهای ثروتمند با اقتصاد قوی قرار دارد به طور متوسط ​​حدود ۳.۵ درصد از بودجه خود را صرف فعالیت های آموزشی و پژوهشی می کند و این نشان می دهد که امیرکبیر در این شرایط سخت هنوز استانداردهای لازم را برای حمایت از نخبگان علمی کشور و تقویت جایگاه آنها در ایران فراموش نکرده است.

نظارت و پشتیبانی همه جانبه

تلاش میرزا تقی خان برای این حمایت همه جانبه به تأمین منابع مالی لازم برای حمایت علمی نخبگان محدود نشد. در انتصاب اساتید و حمایت از نخبگان پس از فارغ التحصیلی بسیار دقت می کرد.

عهدنامه ای که نمایندگان دولت امیرکبیر با معلمان اروپایی امضا کردند، قراردادی حساب شده با جزئیات بسیار دقیق برای جلوگیری از اقدامات ضد ملی این معلمان بود. بر اساس گزارش آدمیت، معلمان دارالفنون قول داده اند که هر زمان شکایتی در مورد مسائل داشتند، آن را «مستقیم و بدون واسطه» با دولت ایران در میان بگذارند و اجازه مراجعه به سفارتخانه های اروپا در تهران را نخواهند داشت. علاوه بر این، این معلمان شهروند دولت های انگلیس، فرانسه و روسیه نبودند و به دستور امیر از اساتید اتریشی و آلمانی برای تدریس در دارالفنون استفاده می شد.

طبق قرارداد، این معلمان موظف بودند «برخلاف عرف و مقررات کشور ایران» کاری انجام ندهند. یعنی اجازه ورود به بحثی غیر از تدریس را نداشتند.

از سوی دیگر، فارغ التحصیلان مدرسه دارالفنون، پس از کسب دانش مورد نظر، قرار بود در خدمت دولت ایران باشند; اما در عین حال از شرایط مالی و اجتماعی عالی برخوردار بودند.

آنها در مناقصات دولتی، به عنوان مثال در معدن، اولویت داشتند و می توانستند از معافیت مالیاتی ۵ ساله برای تحریک فعالیت اقتصادی خود بهره مند شوند.

اما این همه تلاش بی وقفه و آن همه برنامه ریزی دقیق و حساب شده برای ارتقای جایگاه نخبگان و کمک به رشد آنها در راستای خدمت به کشور، با شهادت امیرکبیر و جانشینانش، خواسته یا خارج از کشور ناتمام ماند. ناآگاهی از اصلاحات او خط را لغو کردند.