خبر خوب | این شما و این زنان سرافراز ایران هستید


زندگی گروهی- ما عجله داریم و شخصی با آدرسی در دست و ولگردی درخواست کمک می کند، می ایستیم و به او کمک می کنیم. پیرزنی خسته و خمیده می‌خواهد از خیابان رد شود، ما هم نمی‌توانیم صبر کنیم، اما تا از کنار او در خیابان رد نمی‌شویم، انگار خیالمان را راحت نمی‌کند. اگر خستگی و غم دنیا بر سرمان آمده است، با دقت و شوق به بازگویی پدرمان گوش می دهیم و لبخند می زنیم. حرص ما از کینه همکارمان سرچشمه می گیرد، اما وقتی او کمک می خواهد، بی خیال می شویم و به او کمک می کنیم. سعی می کنیم چند دقیقه زودتر به خواب برویم، اما از آنجایی که دوستمان به ما نیاز دارد، بدون نگرانی به خواب می رویم و به حرف های او گوش می دهیم.

اگر خواستی تا سحر برایت مثال بزنم تا بدانی خبرهای خوب نه تنها یافت می شود و شنیده می شود و دیده نمی شود، چند برابر وجود هر یک از شما برای دنیا مژده است. کافی است کمی حواس خود را بالا ببرید و با چهره ای شاد به تمام خوبی های خود توجه کنید.

اگر فشار خون شما پایین آمده است، مشکلی نیست، ما به شما کمک خواهیم کرد، فقط این بار بسته خبرهای خوب ما را دنبال کنید تا ببینید خوب دیدن، خوب شنیدن و یافتن چیزهای خوب چندان دور نیست.

این شما و این خانم هستید که در وزنه برداری ایران تاریخ سازی کردید

الهام از زمانی که خودش را شناخت عاشق ورزش بود و روز به روز این اشتیاق بیشتر و بیشتر می شد. چه کسی می داند وقتی تصمیم گرفت وارد وزنه برداری شود چقدر نگران و حتی مردد بود. اما او برای موفقیت و رسیدن به هدفش مصمم بود. پس تلاش کرد و دست از کار برنداشت. راه آسانی نبود اما الهام به سکوی قهرمانی و لحظه غرور آفرین برافراشتن پرچم ایران می اندیشید و دچار مصدومیت و درد شد. او بر کمردرد و ویروس کرونا غلبه کرد و حمایت مربیانش، دعای خیر پدر و مادرش، تشویق دوستانش و البته تلاش بی وقفه خودش دست به دست هم داد و موفق شد اولین مدال طلای آسیا را از آن خود کند. تاریخ وزنه برداری ایران وزنه برای بانوان باشد که به آن دست یابد و مایه افتخار ایران و ایرانی باشد.

الهام حسینی که مدت ها آرزوی چنین روزی را داشت، حالا در حال تحقق آرزوی خود است و جالبتر اینکه او دست از تلاش برای رسیدن به بازی های جهانی و المپیک برنداشته است. زیرا می داند که همه دنیا به او به عنوان یک بانوی و ورزشکار ایرانی نگاه می کنند و دیدن و تماشای موفقیت این گونه جوانان غیور و همه چه لذتی دارد.

لبخند عروسک، تلاش خاله سمیه و چند داستان دیگر

«وقتی از سفر حج برگشتم آرزو کردم روشن بمانم، خداوند آرزوی مرا برآورده کرد و به من مأمور شد تا آرزوی مردمی را که از محرومیت و فقر رنج می‌برند برآورده کنم.» عمه «صومیه» اینها را می‌گوید همان بانوی خوش‌حال. در تصویری که تا حد امکان توسط کودکان با عشق احاطه شده است.

به راستی چه دعایی برای خود کرد و چه زیبا برآورده شد. چگونه می گویید توضیحات طولانی است اما مفید و مختصر این است که او معلم نمونه است و چندین بار موفق به کسب عنوان شده است، او به فرزندان خود درس عشق و فداکاری داده است و از زمان شیوع ویروس کرونا سامیه دختر هفده ساله طرح لبخند عروسک را نوشته است. عروسک های زیادی جمع آوری، ضدعفونی و بسته بندی شد و به دست کودکان محروم سیستان و بلوچستان رسید. فکر این بچه ها از ذهن سامیه نعمتی دور نمی شد. از تهیه چندین سری جهیزیه با کمک خیرین برای اهالی این منطقه و تهیه وسایل مورد نیاز برای ساخت خانه در مناطق هرمزگان گرفته تا ساخت سرویس بهداشتی و حمام در مناطق کپرنسین.

در این میان او به هنر این مردم نیز می اندیشید و از تهیه نخ برای سوزن دوزی دختران هنرمند در آنجا غافل نشد و به راستی که مجسمه ای ملی از ایثار و شایسته او و امثال اوست.

عمه ما سمیه از پلاک طلایی که گم شده می گوید و نذر می کند که اگر پیدا شد به کربلا برود اما وقتی پیدا شد تمام پولش را خرج تربیت مستضعفان می کند و امام حسین (ع) از طریق برنامه تلویزیونی او را دعوت می کند، عبادت می کند. یک دعوت و چه عبادتی. شانس و داستان و فداکاری هایش ادامه دارد.

داستان ماموران نیروی ویژه و زن فروشنده دوره گرد

یکی از پشت سر می گوید: خانم بیا اینجا. زن فروشنده به سمت صدا برمی گردد. یکی از عوامل قسمت ویژه دور میدان با این لباس خاص و ظاهر فوق العاده است. معلوم است مدت زیادی است که نخوابیده و حالا از خستگی روی صندلی پیاده رو دراز کشیده است. زن جلو می رود و مرد از روی صندلی بلند می شود، دستش را در جیبش می برد و چند اسکناس ۱۰ تومانی بیرون می آورد. امشب برای شامتان یک چیز ساده بخورید…»

چشمان زن میانسال قرمز می شود و یادش می آید که ساعتی پیش با یکی از ماموران SWAT دعواش شده بود و در این چند روز سرش شلوغ نبود و تمام دارایی اش چند کیسه پارچه ای است. و جوراب زنانه و می ترسد که مبادا لباسش آسیب ببیند، حالا این یکی آمده به آرامش و کمک. چه گفتگوی دلنشین، چه ارتباط عاطفی و ما مردانگی افرادی که این روزها کمتر به چشم می آیند، مهربانی آنها در هیاهو و رقابت بد دیدن و بد شنیدن را مشاهده خواهیم کرد.

پدربزرگ ها و مادربزرگ ها نیز درهای خود را به کلاس های مجازی باز کرده اند

پدربزرگ و مادربزرگ دارید؟ من از نعمت آنها محرومم. برای تک تک شما موفق باشید اگر هنوز در کنار شما نفس می کشم. بالاخره این بزرگان فامیل خیلی شیرین هستند. در عین حال تجربیات خود را تا حد امکان با عشق در اختیار کوچکترها قرار می دهند، در عین حال که می خواهند در کنار کوچکترها پا به عرصه فناوری و فضای مجازی بگذارند. حالا فکرش را بکنید، برخی از این پدربزرگ ها و مادربزرگ ها نه تنها در فضای مجازی فعالیت می کنند، بلکه از هفتم مهرماه در کلاس های مجازی دانشگاه سالمندان شرکت کرده اند.

کلاس آموزش تغذیه سالم در سالمندان، که در آن دکتر. این متخصص تغذیه با دقت و حوصله به هر سوال شاگردانش که آنها هم عاشق پیران خود هستند پاسخ داد. سالمندانی که از زندگی و لذت و امتحان راه های نوین ارتباطی و یادگیری دست برنداشته اند و پیری خود را نه با تنبلی که با نشاط و اشتیاق تشخیص داده اند.

این یک کار عاشقانه است

استاد خلاق حاج اسماعیل دولابی می گوید: من می گویم آدم خوبی هستید، می گویید خیر از شما می آید و شما خوب هستید. خدا هم همینطور است. تو به خدا می گویی، خدایا تو بخشنده ای، تو ستاره ای، تو مهربانی و… خدا می گوید تو بخشنده ای، ستاره ای، تو مهربانی و… این کار عاشقانه است.

دیدی چقدر خوب و راحته؟ بهتر است این الگو را مدام تمرین کنیم تا ملکه ذهنمان شود، آن وقت معجزه آن را در زندگی خود خواهیم دید.

روی خط بمانید

در نهایت خبر خوب خود را در قالب دلخواه خود (عکس، متن، ویدئو، صوت و …) بسازید و با هشتگ #خبر_خوب در شبکه های اجتماعی قرار دهید تا خبر خوب خود را با دیگران به اشتراک بگذارید، همچنین می توانیم اخبار شما را بازنشر کنیم. اگر به هر یک از شبکه های اجتماعی که در آن فعال هستید علاقه مند هستید، اخبار خود را از طریق اکانت @khabar_khoub_iran یا شماره تلفن ۰۹۳۳۰۸۲۶۳۱۲ برای ما ارسال کنید، در این جشنواره فرقی نمی کند در ایتا باشید، بله، روبیکا یا گپ، یا در تلگرام، اینستاگرام، توییتر و واتس اپ؛ مهم این است که در شادی دیگران سهیم باشیم.

منتظر خبرهای خوب شما هستیم روی خط بمانید.

انتهای خبر/




این مقاله را برای صفحه اول پیشنهاد دهید