دو برادر دکتر که شهادت را به زندگی راحت ترجیح دادند/ مادر نمیدانی چه جای خوبی برای خودم خریدم


خبرگزاری فارس – گروه قرآن و فعالیت های دینی – مهدی احمدی: برادران شهید رضا و سید شعبانی گهرودی از جمله نخبگانی هستند که به دستور امام خمینی (ره) تحصیل و دانشگاه را رها کرده و به جبهه ها شتافتند. پزشکی و دندانپزشکی رشته‌هایی بودند که این عزیزان به راحتی به آن هدیه دادند و به جهاد در راه خدا شتافتند و از آنجا بهشتی شدند.

این دو برادر از قاریان خوبی بودند و در مجالس شهید ناتیک نوری شرکت می کردند و امروز برخی از اساتید قرآن نزد آنان شاگردی می کردند. لذا با هیئتی متشکل از رحیم قربانی، محمد حاجوی، حسین فریدونی، علی اصغر برومند و سرکار خانم صریحی نژاد و شیرازی به منزل مادر بزرگوار این شهیدان رفتیم.

تلاوت استاد برومند در بیت شهید شعبانی گهرودی

در جلسه شهید ناطق نوری حضور یافت

مادر شعبانی که علیرغم سن و سالش با استقبال گرم حاضران مواجه شد، از فرزندان شهیدش چنین گفت: سعید و رضا در جلسات استاد ناطق نوری حضور داشتند، این دو شهید از ابتدای نوجوانی از شاگردان آقای ناطق نوری بودند. سالها که در نزدیکی بازار تهران زندگی می کرد، جلسه قرآن داشت. البته آقای ناطق نوری در حادثه بمب شهید شد.

سعید و رضا پزشک و دندانپزشک هستند

پسر بزرگم سعید ۲۰ ساله بود و تازه وارد رشته پزشکی شده بود. پسر دوم که سه سال بعد از برادرش کشته شد، ۲۲ ساله و دانشجوی سال سوم دندانپزشکی است. پسر دومم قبل از شهادتش خواب برادرش را دید که به او گفت برادر چند روز دیگر پیش من می آیی.

بچه های من قبل و بعد از انقلاب همیشه در مسجد و بسیج فعال بودند و کمتر آنها را می دیدیم. این دو بزرگوار ارتباط عجیبی با قرآن داشتند و به همین دلیل خداوند راه شهادت را پیش روی آنها قرار داد.

مادر، نمیدانی چه جای خوبی خریدم

چند سال بعد از شهادت پسر بزرگم او را در خواب دیدم که با موتورسیکلت جلوی در خانه آمد. سلام کردم و به من گفت: مادر! نمیدونی من خودم چه جای خوبی خریدم.

مرد میانسالی در خانه شهدا حضور داشت که گوشه ای نشسته بود و به سخنان مادر شهدا گوش می داد. از او خواستیم خودش را معرفی کند و از رابطه اش با شهدا بگوید. او داماد بزرگ خانواده و نامش کیومی بود. او می گفت که قبل از انقلاب با خانواده شعبانی ارتباط داشته و این دو برادر را به خوبی می شناسم. وی از بانیان جلسه قرآن شهید ناطق نوری بود و از حضور برادران شهید در این راه صحبت کرد. قبل از انقلاب اسلامی محفل انس با قرآن در مسجد حضرت علی (ع) برگزار شد که با استقبال زیاد جوانان مواجه شد. ۳۰۰ نفر را برای آموزش در این جلسه انتخاب کردیم که رضا و سعید جزو آن افراد بودند.

برنامه ریزی خوبی در این راستا انجام شد و اساتید بزرگ تهران از جمله استاد محسن خدام حسینی و سید مهدی سیف برای آموزش به بچه ها در جلسه حضور داشتند.

مناظره با توده ها و پاسخ های شدید شهید به مخالفان

رضا در کنار تلاوت قرآن به مداحی هم می پرداخت و از شاگردان خوب جلسه بود و سعید خیلی زود قاری خوبی شد. رضا در درس بسیار قوی بود و در هر دانشگاهی که می خواست قبول می شد. او برای دستگیری محرومان تلاش می کرد، از خانواده کمک می گرفت و به محرومان می برد. بسیار اهل مطالعه و دانش بالایی بود. در سالهای اولیه انقلاب در مناظره های مختلف با مخالفان از جمله توده مردم شرکت می کرد و به شدت به آنها پاسخ می داد.

سعید نیز مانند برادرش بسیار باهوش و با استعداد بود. او در خانه اصلاً تکلیف نمی کرد و هر چه معلم در کلاس می گفت را به بهترین نحو مطالعه می کرد. سعید از سایر همکلاسی ها خیلی جلوتر بود و در کنار درس خواندن در قرآن هم کوشا بود و مثل برادرش خیلی سریع پله های موفقیت را طی کرد.

خوشبختی و جاودانگی بدون نیاز به دکترا

به گزارش فارس، برادران شهید رضا و سعید شعبانی گهرودی با اینکه می توانستند با مشاغلی چون پزشکی و دندانپزشکی رونق دنیوی را بخرند، سختی ها را برای حضور در خط مقدم و وقف اسلام برگزیدند و خوب شدند. و داستان ابدی

شهید بزرگوار سید شعبانی گهرودی در عملیات والفجر مقدماتی در منطقه فقاه ​​بر اثر اصابت خمپاره به شهادت رسید و برادرش رضا نیز در عملیات کربلای چهارم در منطقه شلمچه بر اثر انفجار قطعه قطعه شد. اما در شورای محل وقتی حضرت علی اکبر(ع) می خوانند یاد شهید رضا می افتند.

فرازهایی از وصیت نامه شهید سید شعبانی کهرودی

«پروردگارا ما را از گناهان و کفرها و جنایات ما ببخش و اعمال ما را ثبت کن و ما را در برابر کافران یاری کن» خدایا گناهان ما را ببخش و قدم های ما را در راه خود حفظ کن و ما را بر دشمنانت پیروز گردان.

پروردگارا دست ما را گرفتی و ما را به این جبهه ها رساندی، ما نیز منتظر کمک تو هستیم.

خدایا اگر چه کارهای نیک و اطاعت ما کم است اما امیدمان بزرگ است. پروردگارا چه اقدامی بهتر از این که جان خود را در راه رضای تو فدا کنیم. خدایا اگر از ما بپذیری و از ما بپذیری این گواهی بر رحمت بیکران توست.

انتهای پیام/




این مقاله را برای صفحه اول پیشنهاد دهید