من با جانان قول دارم…


من با جانان عهدی دارم که تا عمرم در بدنم است
من طرفداران کویش را خیلی دوست دارم

من از این شمع چاگل آرامش می جویم
من از این ماه هوتن نور چشم و نور دل دارم

من برای آرزوی قلبیم سکوت دارم
نظر من در مورد شر افراد بد جامعه چیست؟

اینجا من در خانه نقشه بردار زیر سایه قد او هستم
دلم برای سدر بوتانی و گرس شمشاد تنگ شده است

صد لشکر خیر به نیت قلبی خود کمین خواهند کرد
به لطف خدا و منا بتی دارم که لشکریان را شکست می دهد

سزاد کز حاتم لالش زنم لف سلیمانی
چون نام من بزرگ است، چه ترسی از اهریمن دارم؟

ای پیرمرد عاقل، مرا در میخانه سرزنش مکن
که با ترک جام عهد شکستم

خدایا امشب همدیگر را ندیده اید
که با زبان خاموشش صد حرف پنهانی دارم

در باغ گل اقبال الحمدلله شخم زدم
من هیچ تمایلی به گل لاله، نسرین و برگ نسترن ندارم

به حافظ میان همدامن شهرت یافت اما
چقدر غمگینم که حسن را در عالم قوام الدین دارم