چرا باید ولایت فقیه در کشور حاکم شود؟


به گزارش خبرنگار اندیشکده خبرگزاری فارس، اینکه چرا باید قدرت دینی بر امور سیاسی و اجتماعی کشور حاکم شود، یکی از پرسش هایی است که همواره در مورد سیاست ایران و انقلاب اسلامی مطرح می شود. اینکه چرا یک روحانی باید بر تخت بنشیند چیزی است که برخی را به این باور می رساند که روحانیون به دنبال قدرت خود هستند. در ادامه بخش هایی از کتاب ولایت و حکومت را می خوانیم که در آن حکیم انقلاب حضرت آیت الله خامنه ای به این پرسش اشاره کرده و به شبهات پاسخ می دهند.

حکومتی که باید جامعه توحیدی باشد/ فقاهت و عدالت دو شرط اساسی است

در جامعه ای که مردم آن جامعه به خدا ایمان دارند، حکومت آن جامعه باید حکومت مکتب باشد، یعنی مکتب اسلام و شرع و احکام و مقررات اسلامی بر زندگی مردم حاکم باشد و به عنوان مجری این قوانین در جامعه. او شایسته‌ترین و شایسته‌ترین هر کسی است که دو خصلت بارز و ذاتی دارد: اول اینکه احکام، شریعت، فقه اسلامی را بهتر از همه می‌داند و به احکام الهی و احکام الهی تسلط و درک کامل دارد. ویژگی دوم این است که انسان آگاه به علم الهی و فقه الهی قدرت حفظ خود را از گناه، از خطای عمدی دارد که در عرف فرهنگ اسلامی به آن عدل گفته می شود.

ملکه عدالت

عدالت این ملکه آن حالت جسمی و روحی است که در هر انسانی وجود دارد و او را از گناه و خطا و انحراف حفظ می کند. البته اشتباه برای همه امکان پذیر است، اما هرگز ممکن نیست فردی که ملکه عدالت دارد عمدا اشتباه کند. این دو ویژگی مربوط به کسانی است که می خواهند احکام الهی و اسلامی را در جامعه اسلامی پیاده کنند. در قانون اساسی ما این قاعده روشن به عنوان ولایت فقیه تجسم و روایت شده است و نظام ولایت فقیه در قانون اساسی جمهوری اسلامی ما بر شکل کلی جامعه ما حاکم است.

نظام فقیه بدون ولایت نه مردمی است و نه اسلامی

یعنی در تمام زوایای اجزای اصلی این جامعه، مرجعیت دینی حضور دارد و مؤثر است. اگر بخواهد قوه مردمی باشد و اسلامی باشد باید ولایت فقیه تقویت شود وگرنه مردمی نیست و اسلامی نمی شود. آنچه در اصل باید مورد توجه قرار گیرد این است که ولایت فقیه به معنای حکومت دانای دین، حکومت و کنترل دین شناس و نیز دارای عدالت است. با توجه به شرایطی که در قانون اساسی برای رئیس وکالت و اداره امور جامعه وکلا تعیین شده است. مدیر بودن و مدبر بودن و دارا بودن این شرایط در کنار آن چیزی است که برای مجری امور جامعه، مدیر امور جامعه بر اساس اندیشه اسلامی لازم است، این دو خصلت است. فقه و عدالت وکیل باید این را بداند و منصف باشد امیدوارم اشتباه نکرده باشد.

در کنار مبارزات سیاسی ائمه

از نظر علمای شیعه این امر (تشکیل حکومت در زمان غیبت) واجب است و صرفاً جایز نیست. یعنی از جمله مواردی که علمای شیعه در طول زمان همواره به آن معتقد بوده اند، لزوم بازگرداندن حاکمیت جامعه به محور الهی آن است که از نظر آنان محور الهی فقیه است و این در واقع امتداد امر سیاسی است. محور. مبارزه ائمه ما گرچه نقش عنصر مبارزه در سیره ائمه ناشناخته است و با اینکه بسیار مطرح شده و عرفا ظهور کرده اند، اما در مقایسه با حجم بحثی که در سایر حوزه ها مطرح می شود، باز هم کم است، بنابراین نتیجه می گیریم. تشکیل حکومت در اسلام نه تنها از نظر علما جایز بلکه واجب است، اما با گذشت قرن ها و به دلیل برآورده نشدن این آرزو، مانند همه آرزوهای دیرهنگام، این آرزو منسوخ شده و به شکل افسانه یا آرزوی خیالی گرفته شده است.

انتهای پیام/




این مقاله را برای صفحه اول پیشنهاد دهید