یادگیری جنگیدن برای چیزی که نیاز دارم: داستان روت


آلرژی های تهدید کننده زندگی، روت را در حالی که سعی می کرد در دنیای اطراف خود حرکت کند، مملو از اضطراب می کرد. بعدها در زندگی بود که او سرانجام فهمید که سلامتی او چگونه بر رابطه ای که با خودش داشت تأثیر می گذارد و آن زمان بود که همه چیز تغییر کرد.

کریسمس ۲۰۱۸ بود، و من در حال لذت بردن از یک وعده غذایی بیرون با همکارانم بودم که شدیدترین واکنش آنافیلاکتیک من رخ داد.

یک چنگال از استارتر ماهی آزاد «بدون لبنیات ویژه» ام را که سرآشپز برایم آماده کرده بود مصرف کردم و دهانم شروع به گزگز کرد و احساس کردم که خارش و تورمی که می ترسیدم به گلویم سرایت کند. فوراً فهمیدم که وعده غذایی بدون لبنیات که به من وعده داده شده بود، لبنیات بیشتری نسبت به یک مزرعه لبنی داشت. دقایقی بعد کهیر شروع به پخش شدن روی بازوهایم کرد و روی بدنم و کارکنان مشغول شماره گیری ۹۹۹ بودند. در کمتر از ۱۰ دقیقه، تمام بدنم می لرزید و دچار شوک می شد. بیهوش بودم، در آمبولانس و در راه مراقبت های ویژه بودم.

اگر میخانه در هرتفوردشایر، که دارای رتبه بهداشت مواد غذایی ۵ ستاره بود، فرآیند ارتباط موثری داشت و کارکنان آموزش دیده بودند، می‌توانست از واکنش آنافیلاکتیک تهدیدکننده زندگی من جلوگیری شود. اما کارکنان از معنای آلرژی جدی و نحوه برخورد با آن غافل بودند. در پایان، مقامات میخانه را پس از اعتراف به تخلفات تحت قانون ایمنی مواد غذایی ۱۹۹۰ و مقررات ایمنی و بهداشت مواد غذایی ۲۰۱۳، ۲۳۰۰۰ پوند جریمه کردند.

هر بار که وارد رستوران می شوم، زندگی ام را به آنها اعتماد می کنم. من به شدت به تمام آجیل ها و لبنیات حساسیت دارم و با این ترس واقعی زندگی می کنم که هر روز ممکن است یک واکنش آنافیلاکسی کشنده به همراه داشته باشد.

من در تمام زندگی ام آلرژی داشته ام، از تب یونجه و واکنش به سگ، گربه و گرد و غبار در کودکی شروع شده است. اما مدتی طول کشید تا مادرم متوجه شود که من به آجیل نیز حساسیت دارم. من هرگز آنها را دوست نداشتم و از آنها اجتناب می کردم، اما به اشتباه آنها را در شکلات، کیک و بیسکویت می خوردم. در آن زمان هیچ قانونی برای برچسب زدن وجود نداشت، به خصوص برای مواد «ممکن است حاوی» باشد، بنابراین کمی شبیه بازی رولت روسی بود!

روت با مادرش

من تا اولین واکنش آنافیلاکسی تهدید کننده زندگی من در ۱۹ سالگی، پس از خوردن یک وعده غذایی هندی حاوی بادام زمینی، به طور رسمی تشخیص داده نشد. بعد از یک لقمه، من شروع به استفراغ پرتابه کردم، و بسیار بدتر از واکنش های قبلی بود. صبح احساس وحشتناکی داشتم. چشمانم ورم کرده بود و بینی و گلویم هم تقریبا بسته بود. واقعا شبیه چیزی از یک فیلم ترسناک بود.

با بیش از ۲۰ واکنش آلرژیک به همه آجیل ها و اکنون به لبنیات، به سرعت به جلو بروید و به این نکته می رسیدیم که همه چیز شروع به باز شدن کرد. می دانستم که آنافیلاکسی جدی است و مسئولیت حفظ امنیت خود را بر عهده گرفتم. من همیشه آدرنالینم را چک می‌کردم و حمل می‌کردم، اما باز هم واکنش‌هایی بعد از صرف غذا، غذای آماده، آلودگی متقابل در باربیکیو، مهمانی‌های شام، کیک‌هایی که دوستان برایم درست کرده بودند، داشتم.

زمانی که برچسب مواد را به درستی بررسی نکرده بودم، اشتباهاتی را مرتکب شدم. اما من همیشه هوشیار بودم و می توانستم آدرنالین مصرف کنم و با امدادگران صحبت کنم. سپس چیزی در بدن من تغییر کرد.

سه سال پیش، در یک کنفرانس کاری در پالم اسپرینگز، کالیفرنیا، در یک کافه صبحانه خوردیم که آنها متوجه نشدند حساسیت من به لبنیات چقدر جدی است. آنها به من یک کلوچه سرو کردند که حاوی شیر به عنوان یک ماده بود، با وجود اینکه به من اطمینان دادند که مشکلی ندارد. من به A&E رسیدم و قبل از رسیدن آمبولانس بیهوش شدم. چهار ساعت در بیمارستان بودم و بهبود یافتم، اما این واقعاً مرا ترساند. یادم می‌آید که در مه‌های سردرگمی شنیدم که یکی از پزشکان به پرستاری می‌گفت: «او در ساعت من نمی‌میرد!» که واقعا به خانه ضربه زد.

من همیشه فردی مثبت بوده ام و نسبت به دیگران همدلی زیادی داشته ام. اما پس از این دو واکنش جدی، از خواب بیدار شدم و نمی دانستم چه اتفاقی برایم افتاده است، واقعاً شروع به مبارزه با اضطراب و حملات پانیک کردم.

عجیب است که به گذشته نگاه کنم، اما متوجه نشدم که چه چیزی را تجربه می کنم تا اینکه در لندن گیر افتادم و نمی توانم بفهمم چگونه راه بروم، چه رسد به استفاده از وسایل حمل و نقل عمومی برای رسیدن به خانه برادرم. این باعث شد بفهمم که مدتی است که تشدید شده ام. من نمی خواستم بپذیرم که این حملات پانیک هستند. من قوی بودم من می توانستم کنار بیایم.

جز اینکه من نتونستم کنار بیام وقتی برای ناهار از خانه دعوت می‌شدم، در توالت‌های محل کار گریه می‌کردم و نمی‌توانستم توضیح دهم که چرا اینقدر ترسیده بودم. هر بار که شکست می‌خوردم، صحبت کردن در مورد مسائل سخت‌تر و سخت‌تر می‌شد. من از باز کردن حرف خودداری کردم و وقتی کسی از من می‌پرسید خوب هستم، نمی‌توانم بدون گریه درباره احساسم صحبت کنم. به جای اینکه این را به عنوان یک هشدار ببینم، فقط بیشتر از این حرف زدم.

روت با برادرش دیو

فکر می‌کردم با مثبت بودن و نشان دادن چهره‌ای شجاع، خوب می‌شوم. که با نوشتن من whatallergy.com وبلاگی درباره اگزما، آلرژی و آسم – و کمک به دیگران برای درک و دریافت حمایت از آلرژی هایشان، من مثبت و فعال بودم.

چیزی که من از طریق مشاوره فهمیدم این بود که هیچ دلسوزی برای خودم نداشتم

زمانی را که درمانگرم از من خواست با صدای بلند بگویم که خودم را دوست دارم به خوبی به یاد دارم. به او گفتم که نمی توانم، احساس حماقت می کنم. و او گفت: “اما چرا نمی توانی به خودت بگویی دوستت دارم؟ فقط سعی کنید آن را بگویید.” گریه کردم و گریه کردم. غیر قابل کنترل بود. ناگهان متوجه شدم که خودم را دوست ندارم و این دردناک است.

سال‌ها بود که خودم را سرزنش می‌کردم. به خودم گفتم که واکنش های آنافیلاکتیک تقصیر من بود. که من باید در خانه بمانم. من یک عجایب بودم من این همه حساسیت های مسخره را داشتم. من تنها بودم، مجرد، و هیچ کس هرگز مرا دوست نخواهد داشت. زمان طولانی و تمرین زیادی طول کشید تا بتوانم همان عشقی را که به دیگران داشتم نسبت به خودم داشته باشم.

بنابراین، من عشق به خود را در دویدن، (این نجات دهنده من است) و در پیاده روی های صبح زود کشف کردم. گوش دادن به کتاب های صوتی، خواندن و نوشتن. مراقبه های هدایت شده و شعر نویسی یا روزنامه نگاری. استراحت در یک حمام عصرانه، گوش دادن به موسیقی یا پادکست. خودم را با یین و یوگای ترمیمی افراط می کنم. هنگام رقصیدن در آشپزخانه، از ابتدا غذای دوست‌داشتنی بدون غذا بپزید. من الان هر روز برای این چیزها وقت می گذارم.

من بدون درمان در موقعیتی که امروز هستم قرار نخواهم داشت. بنابراین، وقتی از من خواسته شد که سفرم را در کتابی به اشتراک بگذارم، پاسخ مثبت دادم. این نوشتار مانند یک جلسه درمانی دیگر بود و حتی بیشتر به من یاد داد که چقدر پیشرفت کرده‌ام، چه چیزهایی یاد گرفته‌ام و چقدر از افرادی که من را در حال مبارزه دیدند و مرا تحت فشار قرار دادند تا کمک بگیرم سپاسگزارم.

«کارشناس آلرژی اکراه: چگونه ترس از آنافیلاکسی را از بین ببریم» نوشته روث هولروید (۱۰.۵۰ پوند) در آمازون موجود است.


مربی زندگی راشل کافی می گوید:

“مقابله با آلرژی‌ها می‌تواند حس خارج از کنترل بودن را به ارمغان بیاورد – به‌ویژه زمانی که تاثیر آن به اندازه حملات روت مهم باشد. پس تعجب آور نیست که وقتی وحشت شروع شد، او را وادار کرد که قدرت خودش را زیر سوال ببرد.

“حقیقت این است که روت فوق‌العاده قوی بوده است. حملات پانیک تلاشی از سوی ناخودآگاه ما برای محافظت از خود در برابر تهدید است، اما محرک آن بیش از حد تشدید شده است. رویکرد روت به عادات مثبت و جستجوی کمک راهی فوق‌العاده برای حرکت به جلو است. “


برای اطلاعات بیشتر در مورد آلرژی ها و عدم تحمل غذایی یا یافتن یک متخصص تغذیه برای حمایت از شما، به منبع متخصص تغذیه مراجعه کنید.



رژیم آنلاین دکتر روشن ضمیر https://rdiet.ir/ رژیم کتوژنیک دکتر روشن ضمیر