۵ افسانه در مورد اختلال در برداشتن پوست


با وجود تعداد فزاینده‌ای از مردم که تجربیات خود را از درماتیلومانیا به اشتراک می‌گذارند، هنوز هم در تابو و شرم است. زمان آن فرا رسیده است که شرایطی را که درک نشده است روشن کنیم

تا یک شب سرد و تاریک در ماه نوامبر، حدود سه سال پیش، متوجه نمی‌شدم که عادت پنهانی من به چیدن پوست از کنترل خارج شده است. من شیفتم را در محل کارم تمام کرده بودم و همانطور که برای چندین هفته هر پنج شنبه انجام می دادم، پنج دقیقه پیاده روی را طی کردم تا از دفترم به مرکز اجتماعی مخروبه ای که در آنجا با مشاورم ملاقات کردم، بروم.

اتاق او پناهگاهی از رنگ های ملایم و خطوط منحنی بود، نور نارنجی کمی کمرنگ شده بود و هوا گرم و دلپذیر بود. هوا بوی خمیر بازی می داد که مثل نذری روی میز می نشست. او عمدتاً بچه‌ها را می‌دید، اما من یکی از معدود بزرگسالان فهرست او بودم. روی صندلی نرمی که در گوشه ای قرار داشت فرو رفتم و وقتی از من پرسیدند حالم چطور بود، شروع کردم به صحبت در مورد چیزهایی که معمولاً درباره آنها صحبت می کردیم: اضطراب ها، خلق و خوی من. معمول. حس خوبی داشت، ترمیم کننده.

تنها زمانی که دو یا سه دقیقه به ساعت مانده بود به طور غیرمنتظره ای شروع به لرزیدن کردم. قلبم تند تند می زد و وحشت زده با صدای بلند گفتم: “هنوز نمی توانم بروم.”

او گفت: «باشه،» صدای مهربانش فوراً مرا آرام کرد. ما می توانیم کمی بیشتر بمانیم. آیا همه چیز خوب است؟

“خوب…”

در آن لحظه، چیزی که هفته ها به پایین و پایین فشار داده بودم، با وضوح وحشتناکی به سطح آمد. یک اتاقک توالت در آن ساختمان وجود داشت، با یک آینه مربع کوچک بالای آب انبار. بعد از هر جلسه، خودم را در آنجا حبس می‌کردم و قبل از حرکت و رسیدن به قطار، پوستم را که کاملاً بی‌حس شده بود، انتخاب می‌کردم. کشش جهنمی که آن اتاق کثیف بر من وارد کرد عذاب بود.

گفتم: «نمی‌توانم از انتخاب پوستم دست بردارم. من قبلاً آن کلمات را در امنیت خانه در گوگل جستجو کرده بودم، اما حالا با صدای بلند گفته بودم که واقعی است.

از آن زمان، من رفتار درمانی شناختی با شدت بالا داشته‌ام و تا به امروز روی استراتژی‌هایی کار می‌کنم که امیدوارم روزی به من کمک کند تا کاملاً متوقف شوم. با این حال، در طول مسیر، من احساس شرمندگی کرده‌ام، زیرا تصورات غلط رایج در مورد این اختلال و اینکه واقعا چقدر سخت است، آن را پایین آورده‌ام. برخی از افسانه‌ها وجود دارند که کاش من و دیگران می‌دانستم زمانی که در مسیر بهبودی قرار گرفتم، فقط افسانه بودند. در اینجا، من آنها را بی اعتبار می کنم.

۱. این فقط یک عادت بد است

عمل چیدن پوست برای برخی افراد می‌تواند به عادت‌های بد تبدیل شود، به همان شکلی که برخی افراد ناخن‌های خود را می‌جوند. این مسئله مقیاس، شدت و تجربه شخصی است. چیزی که باعث می‌شود برخی رفتارهای انتخاب پوست به وضعیت «بی نظمی» برسند، زمانی است که شروع به تأثیر مخرب بر زندگی فرد می‌کنند و اجباری می‌شوند.

زمانی است که این رفتارهای تکراری متمرکز بر بدن (BFRB) زمانی که از کنترل خارج می‌شوند و شروع به خدمت به نوعی هدف عاطفی می‌کنند (که می‌تواند پیچیده باشد، برای برخی در اضطراب و خودآرام‌بخشی که در حین احساس می‌کنند عجین می‌شود) به حد افراط کشیده می‌شوند. انجام آن؛ برای دیگران، این تلاشی است برای تکمیل عیوب درک شده) که آنها فراتر از عادت صرف حرکت می کنند. بسیاری از افرادی که انتخاب می‌کنند، در حین انجام آن، نوعی «بالا» یا رهایی را تجربه می‌کنند – از جمله خود من – به گونه‌ای که اعتیادآور می‌شود، تمایلی که عمل نکردن به آن غیرممکن به نظر می‌رسد.

در رابطه با اختلال وسواس فکری-اجباری (OCD)، برای برخی از افراد، برداشتن پوست بسیار فراتر از یک عادت است و نیاز به درمان دارد.

اکثر مردم برای درک باز هستند، حتی اگر چیزی باشد که قبلاً درباره آن نشنیده اند

۲. اگر به کسی بگویید، فکر می کند که شما منزجر کننده یا غیربهداشتی هستید

آنقدر طول کشید تا اعتراف کنم که مشکلی دارم، زیرا آنقدر ترسیده بودم که به هرکسی که می گویم، چه متخصص پزشکی یا نه، «راز کثیف» من را دفع کند و فکر کند من عجیب و غریب هستم. اینها چیزهایی هستند که من هر روز به خودم می گفتم – و اگر در مورد خودم فکر می کردم، مطمئناً شخص دیگری هم همین کار را می کرد؟

اما حقیقت این است که اکثر مردم آماده درک هستند، حتی اگر این چیزی باشد که قبلاً هرگز در مورد آن نشنیده‌اند، زیرا شخصی که احتمالاً تصمیم گرفته‌اید به او بگویید (اگر متخصص پزشکی نیست) احتمالاً یک دوست یا محبوب خواهد بود. یکی

و اگر یک متخصص پزشکی باشد که مشکل خود را برایش فاش کرده‌اید، مطمئناً قبلاً آن را دیده‌اند و آنطور که شما نگران آن هستید واکنش نشان نمی‌دهند. تصور می شود از هر ۲۰ نفر یک نفر تحت تاثیر اختلال چیدن پوست (SPD) قرار دارد، بنابراین شما تنها نیستید.

۳. این یک معامله بزرگ نیست و خود به خود از بین می رود

این ارتباط نزدیکی با افسانه «این فقط یک عادت است» است، اما برای من عمیق‌تر می‌شود، زیرا برای مدت طولانی درخواست کمک را به تعویق انداختم، زیرا فکر نمی‌کردم SPD یک شکایت بهداشت روانی قانونی است، و این فقط می‌تواند باشد. خود به خود از بین برود مدام آن را زیر فرش می‌کشیدم و به خودم می‌گفتم آن را جمع و جور کنم، زیرا آنقدرها هم کار بزرگی نیست، و هر زمان که بخواهم می‌توانم آن را متوقف کنم.

افسوس، مانند تمام مسائل مربوط به سلامت روان، در سایه ها رشد کرد و بزرگتر و بزرگتر شد تا اینکه دیگر نتوانستم به خودم دروغ بگویم. درماتیلومانیا دلیلی موجه برای کمک پزشکی و حمایتی است که شایسته آن هستید، سعی کنید وقت خود را با صحبت کردن در مورد آن تلف نکنید!

۴. فقط برای افرادی اتفاق می افتد که از قبل بیماری های پوستی دارند

برخی از افراد فکر می کنند این اختلال به سایر بیماری های پوستی مانند اگزما مربوط می شود، اما لزوما اینطور نیست. البته، افراد مبتلا به بیماری های پوستی ممکن است به درماتیلومانیا مبتلا شوند، درست مانند افرادی که درماتیلومانیا ندارند، و این درست است که محرک های برخی از آنها می تواند شامل لکه های ناهموار پوست یا لک باشد، بنابراین مطمئناً می تواند نقش داشته باشد. اما بسیاری از مبتلایان در چنگال SPD متوجه می شوند که مناطقی را انتخاب می کنند که برای هر کس دیگری پوست صاف، یکدست و بدون برآمدگی به نظر می رسد.

واقعیت این است که همه پوست‌ها دارای بافت هستند – اندامی است که با منافذ مشخص می‌شود و همیشه در حال تغییر است – و کسانی که به دنبال جایی برای انتخاب هستند، هرگز از سطوح کم نخواهند داشت.

58340542.UY630_SR1200-630-1

۵. هرگز در پوست خود احساس خوشبختی نخواهید کرد

بخشی از مارپیچ شرمی که من بعد از یک جلسه چیدن به خصوص بد احساس می‌کنم، این ایده ناامیدکننده، ظاهراً تزلزل‌ناپذیر و غیرقابل دستیابی است که پوست من هرگز دوباره مثل قبل نخواهد شد: اینکه من صدمات جبران‌ناپذیری را وارد کرده‌ام که هرگز نمی‌توانم آن را خنثی کنم.

مطمئناً، دروغ است اگر بگوییم اسکارهای بعدی کاملاً از بین خواهند رفت. اما دروغ است اگر بگوییم حتی یک فرد بدون پوست درماتیلومانیا به هر حال روز به روز، هفته به هفته، ماه به ماه یکسان خواهد بود.

بهترین چیزی که مشاورم، کسی که در موردش به شما می گفتم، تا به حال به من گفت این بود، و زمانی که احساس شرمندگی می کنم این را با خودم تکرار می کنم: “اجازه دهید خود را از نزدیک آشنا کنید.”


«دست‌ها»، خاطرات لورن براونز درباره اضطراب و چیدن پوست، توسط هارپر نورث منتشر شده است و اکنون در همه کتابفروشی‌های خوب موجود است.

رژیم آنلاین دکتر روشن ضمیر https://rdiet.ir/ رژیم کتوژنیک دکتر روشن ضمیر